احمد بن محمد حسينى اردكانى

249

مرآت الاكوان ( تحرير شرح هدايه ملا صدرا شيرازى ) ( فارسى )

فصل سوم در بيان حقيقت « آن » و كيفيّت وجود و عدم بدان كه « آن » بر دو معنى اطلاق مىشود ، يكى آنكه متفرّع بر زمان است ، و ديگر آنكه زمان متفرّع بر او است . و آن به معنى اوّل طرف و حدّ زمان است . و كيفيّت وجودش : آن است كه زمان كمّ متّصل است و هر كمّ متّصلى قابل انقسامات غير متناهى بالقوّه است . و به فعل آوردن آن به يكى از سه امر منوط است : قطع و اختلاف عرض و وهم ، لكن حصول قطع در زمان ممتنع است ، پس امكان وقوع آن به يكى از دو وجه ديگر ممكن است ، مثل موافات حركت به امرى دفعى ، مثل مبدأ طلوع و غروب و به حسب فرض فارض به قوّهء وهميّه . و امّا بيان كيفيّت عدم « آن » ، مستدعى تمهيد قاعده‌اى است ، كه وجود شىء زمانى يا عدمش : يا اين است كه دفعى است ، به اين معنى كه حاصل مىشود يا معدوم مىگردد دفعة در آنى كه مختصّ به آن است ، پس اگر آن چيز مستمر بماند آن « آن » اوّل آنات حصول وجود يا عدم آن خواهد بود . و اگر باقى نماند ، مثل امور آنيّه طرف حصول يا عدم آن مجرّد همان آن خواهد بود . و يا اين است كه تدريجى است ، به اين معنى كه آن شىء وحدانى هويّت اتّصاليّه دارد كه حصولش در غير زمان واحد متّصل بر سبيل انطباق ممكن نمىگردد ، و از اين حصول به حصول بر سبيل تدريج تعبير مىشود . و نبايد كه حصول آن شىء اشياء كثيره باشد در اجزاء زمان ، زيرا كه هويّت آن ملتئم از اشياء كثيره [ 177 ] نيست ، بلكه شىء واحد است كه از شأنش قبول قسمت است و پيش از عروض قسمت يك چيز است منطبق بر يك زمان . و براى آن زمان طرفى كه آن چيز در آن حاصل باشد نيست ، زيرا كه وجود آن در طرف و حدّ زمان ممتنع است ، و بعد از عروض قسمت اجزايش در اجزاء زمان موجود خواهد بود بر سبيل ترتّب . و براى اين حاصل تدريجىّ الحصول آن ابتداء حصولى نمىباشد ، بلكه ظرف